
«امیر»
امیر است آنکه رحمتی از بیکران خداست
امیر است آنکه آیتی از عشق بی ریاست
امیر است چنان نیک خوی و پسندیده طبع و راد
کاندر خور ستایش است و از یاران با وفاست
امیر است خوش قریحه و با ذوق و خوش بیان
آزاده فکر و عاشق و مشتاق و با صفاست
امیر است مردی از سرزمین شعر و شراب
که نظمش مثال حافظ اندر خور مدح و ثناست
امیر است در موج پر تلاطم دریای بی کسی
آنکه برای این حقیر همیشه چون ناخداست
امیر است مظهری از هوش و خردورزی ناب
بر آستان درس و کتاب اوست که پادشاست
امیر است یکه تاز عرصه های دانش و علم
به راستی که در ره دانش بهین مرد رهنماست
امیر است یاری رسان ضعیفان به فصل امتحان
که آیه ی «امن یجیب المضطر اذا دعاه» ست
در مدح او سخن نتوانم گفت بیـش از این
که زبان «جاوید» الکن است و امیرش خداست.