Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 4 تیر 1387 ساعت 1:19 PM

 

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهن گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

«ایرج میرزا»

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 31 خرداد 1387 ساعت 10:31 AM

 

«بن بست»

 

 

آقا مهدی: این علامت چیه آقا جواد؟

من: این یعنی که این کوچه بن بسته

آقا مهدی: بن بست یعنی چی؟

من : یعنی راهی که تهش بسته باشه

آقا مهدی: یعنی چی تهش بسته باشه؟ یعنی تهش دیواره؟

من: آره

آقا مهدی: پشت دیواره چیه؟ اصلا تا کجا دیواره؟ چه جوری میشه رفت پشتش آقا جواد؟

من:( سکوت )...........!!

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 19 خرداد 1387 ساعت 2:07 PM

نمیدونی چقدر دلم لک زده واسه قدم زدن و سیگار کشیدن با علی........

علی

سر آغاز شعر است و نام به نام خداست

داستانم قصه ی یاریست که از یاران جداست

همانی که ار مرکبش از ویرانه ها گذر کند

جان فرش میکنم به قدومش خدا گواست

با آنکه در کاهدان مصائب به سان سوزن است

لیک رهنمون و نصیحتش یر من آشفته شفاست

هرگز نخواهد که راز دلش بر ملا کند

تا گویدش که حال دل مبتلا چه هاست

با این عشق و منظر و لطف و صفا و حسن

آنجا که جویم و یابم یاری دگر کجاست

کلامی قصیر لوصف کمالاته کانه

علیست و همچون علی گویی ز ما سواست

دارم به دل امید آنکه علی یاد من کند

که ترحم به گدایان آیین پادشاست

قلب جاوید به یاد یاران مدام میتپد

هرچند که این روزها از خانه اش جداست

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 1 خرداد 1387 ساعت 9:51 PM

 

به شما هیچ ربطی نداره!

آقا به توچه؟؟؟!!

اصلا به ما چه؟؟

اصلا به کسی ربطی نداره

 همین که هست.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 15 اردیبهشت 1387 ساعت 1:08 PM

«امیر»

امیر است آنکه رحمتی از بیکران خداست

امیر است آنکه آیتی از عشق بی ریاست

امیر است چنان نیک خوی و پسندیده طبع و راد

کاندر خور ستایش است و از یاران با وفاست

امیر است خوش قریحه و با ذوق و خوش بیان

آزاده فکر و عاشق و مشتاق و با صفاست

امیر است مردی از سرزمین شعر و شراب

که نظمش مثال حافظ اندر خور مدح و ثناست

امیر است در موج پر تلاطم دریای بی کسی

آنکه برای این حقیر همیشه چون ناخداست

امیر است مظهری از هوش و خردورزی ناب

بر آستان درس و کتاب اوست که پادشاست

امیر است یکه تاز عرصه های دانش و علم

به راستی که در ره دانش بهین مرد رهنماست

امیر است یاری رسان ضعیفان به فصل امتحان

که آیه ی «امن یجیب المضطر اذا دعاه» ست

در مدح او سخن نتوانم گفت بیـش از این

که زبان «جاوید» الکن است و امیرش خداست. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo